بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به صرع کانونی

صرع یکی از فراوانترین اختلالات عصب شناختی با میزان شیوع تقریبی ۹ تا ۴ درصد در جهان است.  سازمان جهانی بهداشت بیماری صرع را یک بیماری مزمنِ همراه با  داغ اجتماعی معرفی می کند که با اختصاص یک درصد از بار جهانی بیماری-ها، حدود۴۰ میلیون نفر از مردم جهان را مبتلا کرده است. در ایران، حدود یک میلیون نفر به بیماری صرع مبتلا هستند. شیوع صرع در بزرگسالان ایرانی ۵ تا ۸ نفر در هر ۷۰۰۰ نفر است.

صرع کانونی

صرع، از نظر محل و نحوه شروع و انتشار، شامل صرع کانونی موضعی مرکب، حمله های صرع کوچک است. صرع کانونی از موضع معینی شروع می شود و سپس گسترش می یابد. در این نوع صرع، حمله به صورت حسی یا حرکتی بوده و بیمار به هنگام حمله، به زمین نمی افتد و ممکن است کاملاً هوشیار باشد. تشنج غالباً از یک طرف صورت مثل گوشه دهان یا انگشت شروع و بدون اینکه به تنه سرایت کند، به دست همان طرف و سپس به پای همان طرف انتقال پیدا می کند. این نوع حمله، به ندرت ممکن است به طرف دیگر بدن انتقال یابد و در صورت انتقال، باید نیمه دیگر بدن، تشنج خود را به اتمام رسانده باشد. پس از اتمام حمله، بیمار برای مدتی، احساس سستی و ضعف عضلانی دارد. به نظر می رسد که این نوع حمله ی موضعی از قشر مغز مربوط به بازنمایی اندام های بدن، ناشی می شود.

بیماران مبتلا به صرع با مشکلات متعددی مواجه هستند. مشکلات آنها علاوه بر بعد جسمانی، دارای بعد اجتماعی مثل:

  • محدودیت های قانونی
  • تبعیض
  • اشتغال
  • نگرش منفی جامعه

 داغ اجتماعی در بیماران مصروع

مطالعات متعدد در میان افرادی که شرایط سلامت ویژهای دارند، سطح قابل توجهی از داغ اجتماعی را نشان میدهند. داغ اجتماعی ویژگی خاصی دارد که ممکن است موجب بی اعتبار شدن فرد در جامعه شود. پژوهش ها نشان می دهند که داغ اجتماعی، یکی از پیش بینی کننده های مهم کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع است. همچنین بزرگسالان با سطح بالاتر داغ اجتماعی، ممکن است دشواری بیشتری با کنترل بیماری و ابقا در درمان، مصرف دارو و رژیم غذایی داشته باشند.

نیمرخ روانی در بیماران صرع

مطالعات نشان داده اند که مبتلایان به صرع، نیمرخ روانی خاصی داشته و شرایط روانشناختی و هیجانی متفاوتی را تجربه نموده و میزان مشکلات روانی مبتلایان به صرع در جامعه، ۶/۷۷ درصد؛ احساس شرم، ترس، نگرانی و اعتماد به نفس پایین، ۶/۴۶ درصد و احساس داغ اجتماعی و برچسب خوردن، ۶/۵۶ درصد است و زمینه بالقوۀ خودکشی، از مسائل بسیار مهم روان شناختی در بیماران مبتلا به صرع ،به شمار می رود.

بیماری صرع و شیوع اختلالات روانپزشکی

علم پزشکی تأکید روزافزونی به ابعاد عصب شناختی این بیماری دارد و غالباً جنبه های روانشناختی بیماری صرع که در کیفیتزندگی و رضایت از آن مؤثر است، مغفول می ماند. این بیماران، با توجه به دارا بودن ادراک منفی از خود، شکستها را به ناکارآمدیخود نسبت می دهند و آن را به تجربه های دیگر خود نیز تعمیم داده و فرصت های عملکردی زیادی را از دست می دهند و بجای حل درست مسأله، دچار انزوا و درماندگی می شوند. بر اثر ابتلا به صرع، با توجه به ایجاد باورها و نگرش های ناکارآمد، مهارت های سازگارشدن و مواجهه ی مؤثر با مسائل و مشکلات خاص، تحت تأثیر قرار می گیرند. این باورها و نگرشها به واسطه تجربه های منفی مرتبط با صرع، تقویت شده و به سطوح بالای افسردگی و اضطراب مزمن منجر می شوند.

کیفیت زندگی بیماران صرع

پژوهش های مرتبط با بیماری صرع و شیوع اختلالات روانپزشکی در این بیماران، اغلب تأثیر همراه شدن اختلال افسردگی با بیماری، حملات تشنجی و اعمال جراحی و نیز مصرف داروهای خاص این بیماری را بر کیفیت زندگی بیماران نشان می دهد. از پیامدهای اجتناب ناپذیر ابتلا به صرع، بروز اختلال در کیفیت زندگی فرد است که بر تداوم بیماری و شکل گیری سایر اختلالات روانی همراه بیماری صرع نیز ممکن است منجر شود.

استرس و افسردگی در بیماران صرع

استرس به عنوان عامل خطر در گسترش اضطراب و افسردگی و نیز عامل بروز تشنج در بیماران صرعی، شناخته شده است و استرس مزمن با بسامد بالای تشنج مرتبط بوده است.

غیرقابل پیش بینی بودن وقوع مجدد تشنج و احساس ناشی از عدم کنترل و همینطور نگرانی از صدمه خوردن حین تشنج، میتواند استرسزا باشد. علاوه بر این، داروهای ضد صرع میتوانند پیامدهای جانبی ناخوشایندی داشته باشند.  تشخیص صرع می تواند فرصت های شغلی فرد را محدود کرده و او را به عدم توانایی در تحرک سوق دهد. اضطراب فراگیر، افسردگی و استرس، به صورت منفی، کیفیت زندگی را در افراد مبتلا به صرع، تحت تأثیر قرار می دهد.

بطور کلی برآیند آنچه در ارتباط با بیماران مبتلا به صرع رخ می دهد و نحوه و نوع تعاملات متقابلشان و محدودیت ها و ابتلائات تابع آن، بر کیفیت زندگی آنان اثر بارزی دارد. اغلب صاحب نظران ضمن توافق بر این که کیفیت زندگی ،چند بعدی است و واقعیت های مثبت و منفی زندگی را شامل می شود، آن را یک مفهوم ذهنی معرفی می کنند. براساس تعریفی که سازمان جهانی بهداشت ارائه داده است، کیفیت زندگی، درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نقطه نظر فرهنگ ،نظام ارزشی، اهداف، انتظارات ،معیارها و اولویت هایشان است .بنابر این و با توجه به تعریف فوق، کیفیت زندگی، مقوله ای کاملا ذهنی بوده و برای دیگران قابل رویت نیست و مبتنی بر درک افراد از ابعاد گوناگون زندگی است.

کیفیت زندگی بیماران صرع

بهینه سازی کیفیت زندگی از ضرورتهای بنیادین درمان بیماران مبتلا به صرع بوده و اغلب مطالعات گذشته نشان داده اند که صرع موجب بد نامی شده و روی کیفیت زندگی فرد و به طور اساسی بر وضعیت اجتماعی و روانشناختی نوجوانان و همچنین بزرگسالان مبتلا به صرع اثر می گذارد.

با این که استفاده از داروهای ضد صرع حملات را می توانند کنترل کنند و صرع لزوما با اختلال رفتاری و روانی همراه نیست، لکن این نوع بیماران به دلیل محدودیت ها و تغییراتی که در روابط بین فردی ایجاد می شود، دچارمشکلاتی در زندگی روزمره شان هستند که همراه با احساس تنیدگی است؛ چرا که بیماری صرع از اوان کودکی شروع شده و تا بزرگسالی تداوم می یابد، این بیماران گذشته از تحمل عوارض و پیامدهای مصرف داروهای مربوط به صرع، از مشکلات بسیاری نظیر بی خوابی، مشکلات حافظه، تمرکز و مشکلات اجتماعی نیز رنج می برند. با وجود این، داروها در ارتباط با همه ی بیماران، کارکرد بهینه ای نداشته و برخی از بیماران، مقاوم به درمان دارویی گزارش شده اند. از طرف دیگر، پژوهش های زیادی، اثربخشی درمان های روان شناختی را در ارتباط با بیماری های جسمی و روانتنی تأیید کرده اند. امروزه از این نوع درمان ها به عنوان درمان های حمایتی نام برده می شود .

 انواع مختلف روان درمانی افراد مبتلا به صرع

رفتاری و ذهن- بدن، در بهبود حالات روان شناختی و کیفیت زندگی حمایت می کنند. امروزه درمان های موج سوم رفتاری، عرصۀ جدیدی را پدید آورده اند که مورد توجه درمانگران برای بهبود زندگی بیماران و حتی کاهش علائم  بیماری قرار گرفته اند. از جملۀ این درمان ها که عنصر اساسی در آنها، ذهن آگاهی است، می توان به شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اشاره کرد.

ذهن آگاه در روابط اجتماعی

این رویکرد، انعطاف فعالیت های شناختی را گسترش و سطح نشخوار فکری، بیش تعمیمی و قضاوت های خود انتقادگرایانه را کاهش داده و فرایندهای شناختی مفیدی همچون مشاهدهگری بدون قضاوت در محتوای ذهنی را ارتقا می دهد. در این شیوه مراجعین، ترغیب می شوند تا تجربه را بدون قضاوت به همان گونه ای که شکل گرفته، پردازش کنند و رابطه شان را با افکار و احساسات چالش برانگیز تغییر دهند و آنها را بپذیرند

در پژوهش خود دریافتند که با گسترش ذهن آگاهی در پردازش اجتماعی، از ابعاد مختلف تعارضات متقابل درون فردی، تغییراتی ایجاد می شود. آن ها به این نتیجه رسیدند که خودآگاهی، خود تنظیمی و بدست آوردن مجدد تعادل نیز با افزایش ذهن آگاهی، ارتقا پیدا می کند. همچنین ذهن آگاهی، احساس آرامش، امیدواری و توانمندی بالا برای مقابله با تنش، ارتقای سطح اعتماد به نفس و کنترل درونی را به دنبال دارد. با ذهن آگاهی، فرد، ضمن حفظ ثبات کارکردی خود، انعطاف پذیری لازم در وضعیت های جدید را نیز کسب می کند.

اضطراب و نگرانی در بیماران صرع

تمرینات به کار رفته در MBCT باعث افزایش خودآگاهی و پذیرش خود در بیماران می شود. این نوع درمان وتمرینات، موجب افزایش آگاهی از عملکرد ذهن، فعالیت های روزانه در گذشته و آینده و کنترل آگاهی از افکار، احساسات و حرکاتدر هر لحظه شود.

  • به مخاطره افتادن سلامت جسمی و روانی
  • اضطراب و نگرانی و درگیری فرد
  • نشخوار فکری و علائم افسردگی،
  • از دست دادن موقعیت های شغلی و تحصیلی و خدشه در روابط اجتماعی

مواردی از این قبیل بر کیفیت زندگی فرد، آثار قابل توجه منفی برجای می گذارد.

از این رو بهره مندی از روش هایی که بتواند موجب رفع نشخوار فکری، کنترل درد، از بین بردن یا کاهش علائم اضطراب و افسردگی و تغییر نگرش های ناکارآمد و افزایش احساس کارآمدی و  امید به زندگی شود، می تواند بر پذیرش وضعیت بیماری و کنار آمدن با آن و بهبود کیفیت زندگی مؤثر واقع شود.

شمار زیادی از پژوهش ها، تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را بر بهزیستی روانی، اضطراب و افسردگی، تحمل درد، سلامت روان و کاهش علائم جسمانی و روانی تأیید کرده اند.

نتایج پژوهش گیلورد و همکاران نشان می دهد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر روی علائم جسمی و کیفیت زندگی بیماران اثرگذار است. نتایج حاصل از پژوهش گودفرین و وان هم حاکی از اثربخشی MBCT بر بهبود حالات خلقی و کیفیت زندگی است. شواهد روزافزونی وجود دارد که اثر MBCT را بر بهبود کیفیت زندگی مورد تأیید قرار می دهند.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نیز از درمان های موج سوم رفتاری و درمان جدیدی برای درمانگران است. هدف ACT این است که به ما کمک کند از طریق پذیرفتن دردی که ناخواسته زندگی با خود دارد، زندگی غنی کامل و معناداری داشته باشیم .

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید