هیجان می تواند باعث تقویت حافظه شود!

مطالعات بسیاری نشان می دهد که بیماران مبتلا به آلزایمر توانایی پردازش هیجانات را حفظ می کنند. این یافته پزشکی، نگاه رایج به این بیماران – مبنی بر اینکه آنها بار هیجانی محرکها را درک نمی کنند- زیر سوال می برد! چرا که این نگاه می تواند علت بسیاری از بدرفتاریهایی باشد که مراقبان بر این بیماران اعمال می کنند.

جال این سوال مطرح می شود که با وجود مشکل حافظه در این بیماران، این هیجانات تجربه شده تا چه اندازه بر آنها تاثیر می گذارد و آیا آنها هیجان و احساس تجربه شده پس از یک حادثه را به یاد می آورند؟

در این مطلب به موضوعات زیر پرداخته می شود:

  • تقویت حافظه هیجانی
  • احساس بدون حافظه
  • کاربردهای بالینی برای بیماران مبتلا به آلزایمر

نقایص شناختی ویژگی برجسته بیماری آلزایمر است و اغلب مطالعات بر مشکلات شناختی این بیماران تمرکز کرده اند. این در حالی است که بسیاری از مشکلات بینفردی و روانشناختی در بیماران مبتلا به آلزایمر را می توان بر اساس جنبه های هیجانی بیماری آنها توضیح داد.

در یک مطالعه نشان داده شده است که عملکرد در تکالیف درک هیجانی  در حالی که بررسی ، پیشبینی خوبی برای رفتارهای بین فردی در این بیماران بوده است، نتوانسته است این رفتارها را پیشبینی کند. این یافته بر این امر دلالت دارد که مشکلات رفتاری در این بیماران به دلیل میزان توانایی فهم و پیشبینی، می تواند به دلیل نقصهای شناختی هیجانات دیگران باشد. از این رو توجه به جنبه های هیجانی این بیماران اهمیت ویژه ای دارد.

بررسی جنبه های هیجانی بیماری آلزایمر

در این موضوع به دو مفهوم اساسی برخورد می کنیم.:

  • موضوع اول این است که آیا بیماران مبتلا به آلزایمر توانایی پردازش هیجانی را حفظ می کنند یا خیر؟
  • موضوع دوم این است که با توجه به مشکلات حافظه در این بیماران، یک حادثه با بار هیجانی تا چه اندازه بر آنها تاثیر می گذارد و به عبارتی رابطه هیجان و حافظه چیست؟
  • در ادامه به مرور پژوهشها در این دو زمینه می پردازیم و کاربرد آنها در مدیریت بیماری آلزایمر را بیان میکنیم.

پردازش هیجان های چهره

مهم ترین اطلاعاتی که برای شناخت هیجانات دیگران به دست می آوریم از چهره آنهاست و پردازش هیجانات چهره یک جنبه مهم از ارتباط بین فردی و تنظیم کننده  رفتار اجتماعی است

شناسایی چهره ها دو مسیر مجزا وجود دارد. مسیر اصلی از قشر بینایی به قطعه گیجگاهی می رود که مسیر قدامی نام دارد. این مسیر شناسایی کلامی و آگاهانه صاحب چهره را به عهده دارد. مسیر دیگر از قشر بینایی به ناحیه لیمبیک می رود که مسیر خلفی نام دارد. مسیر دوم از نظر شناختی بسیار ساده تر از مسیر اول است، پردازش زیادی ندارد، غیرکلامی و تا حد زیادی غیرآگاهانه است. یک محرک به واسطه پردازش مختصر اولیه باعث ایجاد یک هیجان و بار عاطفی میشود و شناختها را نیز تا حد زیادی کنترل می کند.

آیا در بیماران مبتلا به آلزایمر پردازش هیجانات چهره حفظ شده است؟

باید گفت در این مطالعات از روشهای مختلفی استفاده می شود اما چند روش غالب است. اولین تصاویر از هیجانات چهره توسط اکمن معرفی شده است. نتایج بسیاری از این مطالعات نشان میدهد که بیماران مبتلا به  آلزایمر توانایی پردازش هیجانات چهره را حفظ کرده اند، گرچه چندین مطالعه هم وجود دارد که نتیجه عکس را نشان داده اند. به طور کلی در این زمینه هنوز توافقی حاصل نشده است که می توان علت آن را در چند مورد دانست:

  • اول اینکه این مطالعات از روشهای مختلفی استفاده کرده اند که می تواند در نتایج موثر باشد
  • دوم اینکه مشخص نیست. بیمارانی که به عنوان نمونه استفاده شدهاند همگن هستند یا خیر.

با توجه به اینکه سیستم لیمبیک، به خصوص آمیگدال، در پردازش هیجانات نقش اساسی ایفا می کند، ممکن است بیمارانی که دچار نقص در پردازش هیجانات هستند در این ناحیه از مغز دچار مشکلات ساختاری باشند.  اما به طور کلی آنچه اهمیت دارد این است که بیماران مبتلا به آلزایمر در بسیاری از مطالعات این توانایی را حفظ کرده بودند و نگاه به این بیماران به شکلی که آنها بار هیجانی محرکها را درک نمی کنند زیر سوال است. با این وجود دو سوال مطرح می شود که:

با وجود مشکل حافظه در این بیماران، این هیجانات تا چه اندازه بر آنها تاثیر میگذارد؟

آیا آنها به یاد میآورند که به حادثهای که باعث هیجان در آنها شده است چه احساسی دارند؟

برای مثال، اگر یک مراقب آنها را عصبانی کرده باشد آیا آنها این موضوع را به خاطر میآورند و این عصبانیت تا چه مدت با آنهاست؟ برای پاسخ به این سوالات دو مفهوم در ادبیات مربوط به حافظه و هیجان به نام تقویت حافظه ۵هیجانی ۶ و احساس بدون حافظه وجود دارد. در ادامه به بررسی این دو مفهوم در بیماران مبتلا به آلزایمر میپردازیم که کمک میکند به سوالات فوق پاسخ دهیم.

تاثیر هیجان در تقویت حافظه!

مطالعات نشان داده اند که در افراد عادی و بیماران دچار فراموشی برانگیختگی هیجانی می تواند حافظه آنها را تقویت کند. این تاثیر را تقویت حافظه هیجانی می نامیم.  از آنجا که نقص حافظه ویژگی اصلی بیماری آلزایمر است، این سوال پیش می آید که آیا تقویت حافظه هیجانی در این بیماران نیز وجود دارد؟

در یک مطالعه طبیعی نشان داده شد که بیماران مبتلا به آلزایمر که در یک زلزله  حوادث مربوط به زلزله را بهتر از یک حادثه خنثی در همان زمان به یاد می آوردند و در واقع هیجان ترس باعث افزایش توانایی حافظه آنها شده بود .

در یک مطالعه طبیعی دیگر نشان داده شد که بیماران مبتلا به آلزایمر در یادآوری یک داستان هیجانان اگیز بهتر از یک داستان خنثی عمل می کنند و محققان نتیجه گرفتند که برانگیختگی هیجانی باعث افزایش حافظه در این بیماران می شود. هیجان در بیماران مبتلا به آلزایمر بعد از اینکه حادثه مربوطه را فراموش کردند باقی می ماند یا خیر. شرکت کنندگان یک سری فیلم دیدند که غم را القا می کرد. در مورد تست حافظه تفاوت معناداری بین گروه بیمار و سالم وجود داشت، اما در مورد هیجان تفاوتی وجود نداشت یعنی هر دو گروه سطح بالایی از هر دو هیجان را پس از فیلم نشان دادند و در سطح هیجان در هر بار اندازه گیری هم تفاوت معناداری وجود نداشت. یک نتیجه جالب در مطالعه فوق این بود که بین عملکرد حافظه و هیجان غم در ارزیابی نهایی رابطه معکوس وجود داشت. این اثر متناقض نشان می دهد که هر چه بیماران کمتر فیلم را به یاد می آورند، هیجان غم بیشتر حفظ می شود.

هیجان منفی بیشتر حفظ می شود!

دانستن علت اصلی هیجان منفی اثر سازگارانهای دارد که می تواند به بهبود آن حالت هیجان منفی کمک کند. چنین حالتی،  فرایندی را در جهت یافتن علت این آشفتگی هیجانی ،مخصوصا اگر هیجان منفی باشد.  دیدگاههای روانشناختی تاریخچه طولانی درباره مدیریت بیماری آلزایمر دارند که با هدف کاهش ناتوانی ها و فراوانی مشکلات رفتاری انجام می شود.

در سطح ارتباطات روزمره، حفظ توانایی درک هیجان ها فرصتی برای بهبود ارتباط، مخصوصا ارتباطات غیرکلامی همچون بیانات هیجانی چهره ایجاد می کند. مراقبان  باید آموزش  بینند که همچنان تعامل خود را با بیمار حفظ کنند و به ارتباطات غیرکلامی اهمیت ویژه ای دهند. این تصور که بیمار هیجانات آنها را ادراک نمی کند باعث مشکلاتی در شیوه برخورد با این بیماران خواهد شد.

تقویت حافظه هیجانی و احساس بدون حافظه

دو مفهوم تقویت حافظه هیجانی و احساس بدون حافظه نیز کاربردهایی در مدیریت این افراد دارد. احتمالا این بیماران حوادث با بار هیجانی را بهتر به خاطر می آورند و احساس حاصل از این حوادث حتی در صورتی که حادثه را به خاطر نیاورند با آنها باقی می ماند. بر همین اساس، با این بیماران باید با ملایمت برخورد کرد و از ایجاد احساسات منفی در آنها جلوگیری کرد. عدم توجه به این امر ممکن است به رابطه مراقب و بیمار آسیب بزند. اعمالی که روی این بیماران انجام می شود نتایجی دارد، حتی اگر این بیماران آن عمل را به یاد نیاورند. این امر از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از این بیماران قربانی بدرفتاری فیزیکی و کلامی هستند. چرا که مراقبان فکر می کنند که این اعمال بر آنها تاثیری ندارد. این در حالی است که بدرفتاری می تواند باعث افزایش نشانه های روانپزشکی و حس تنهایی شود که در این بیماران به وفور دیده می شود.

اهمیت القای هیجانات مثبت در این بیماران آلزایمر نشان می دهد که می توان با:

  • ملاقات های خانوادگی
  • تعاملات اجتماعی
  • ورزش
  • موسیقی
  • رقص و طنز
  • خوردن غذاهای مورد علاقه ایجاد شود.

همه این موارد بر بهزیستی بیمار و کیفیت زندگی او تاثیر می گذارد که به نوبه خود بار بیماری را بر مراقبان نیز کاهش می دهد. در نهایت، این یافته ها یک روش مفید برای بازتوانی حافظه ارایه می کند.

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید