یادگیری نوشتن و خواندن بیماران مغز و اعصاب

متخصص مغز و اعصاب: به منظور دانستن اين که توانايي هاي بيمار نسبت به گذشته تغيير کرده يا نه، اول بايد دانست که او قبل از بيماري قادر به خواندن بوده يا خير.

با علم به اين موضوع شخص ميتواند توانايي و مشکل بيمار را ارزيابي کند. براي مثال:

. آيا او ميتواند علامت هايي را که در اجتماع موجود است بخواند؟

. آيا او ميتواند از دستور العمل هاي نوشتاري پيروي کند؟

. آيا او ميتواند يادداشت هايي را که برايش گذاشته ايد بخواند؟

. آيا او بعد از خواندن از دو بيني يا سر درد گله ميکند.

. آيا او ميتواند به سوال هاي ساده نوشته شده جواب دهد.

شخص کمک کننده بايد ياد بگيرد که خواندن چه چيزهايي در اين زمان براي بيمار مورد نياز است. او بايد روي چيز هايي که بيمار نياز به خواندن شان دارد، تمرکز کند. مثل:

. علامت ها

. دستور طبخ.

. دستور العمل ها.

. نامه ها .

کتاب ها.

. روزنامه ها .

راهکارهايي که به شخص در خواندن کمک ميکند.

. از او بخواهيد که کلمات تکي و عبارات کوتاه را بخواند سپس به تدريج آن را افزايش دهد.

. به او ياد دهيد انگشتش را از يک کلمه به کلمه ديگري که مي خواهد بخواند حرکت دهد.

. اگر دو بيني دارد يک چشم او را با دستمان بپوشانيد.

. اگر مشکل تمرکز دارد براي او يک محيط ساکت ايجاد کنيد.

نوشتن

شخص کمک کننده بايد بتواند درباره توانايي بيمار در نوشتن به اين سوالات پاسخ دهد:

. آيا او ميتواند اسم و آدرسش را بنويسد؟

. آيا ميتواند اعداد را بنويسد؟

. آيا ميتواند کلمه بنويسد؟

. آيا ميتواند يک يادداشت کوتاه بنويسد؟

بعضي از مشکلات نوشتن شامل موارد زير است:

. ممکن است او حروف را وارونه کرده يا حرف و يا کلمه اي را از قلم بياندازد.

. ممکن است حروف اضافه در کلمه به کار برد.

. دست نوشته (دست خط) او ممکن است خوانا نباشد.

. نوشته ممکن است در صفحه نظم و ترتيبي نداشته باشد.

راهکارهاي آموزش نوشتن

. شخص را تشويق کنيد تا اسمش را بنويسد، همين طور آدرس و اسامي خانواده را در کاغذ تمرين کند.

. کاغذ را خط کشي کنيد تا کلمات آسان تر خوانده شود.

چگونگي کمک به افرادي که با فعاليت هاي خانه داري مشکل دارند.

شخصي که آسيب مغزي ديده ممکن است لازم باشد بيشتر فعاليت هاي خانه داري را که روزانه قبل از اسيب ديدگي انجام مي داد، دوباره ياد بگيرد. شرکت کردن در اين فعاليت ها ممکن است به بيمار اين احساس را بدهد که مورد نياز خانواده اش است. همچنين اين امر باعث ميشود که توانايي هاي بيمار در فکر کردن و حل مسائلش بهبود يابد.

مطالب پیشنهادی:  تغييرات فيزيکي و ذهنی فرد صدمه مغزی شده

ممکن است بيمار و اعضا خانواده اش براي تصميم گيري در مورد وظايفي که او بايد بر عهده بگيرد به برگزاري جلساتي با هم نياز داشته باشند. براي تک تک اعضا مهم است که در مورد وظايف مربوط به بيمار با هم توافق نظر داشته باشند.

چرا که اگر اين تفاهم نباشد بعضي از اعضا بيمار را تشويق به انجام کاري کرده و گروه ديگر او را از ان کار باز ميدارند. اين امر ميتواند باعث ياس و نا اميدي بيمار شود، يا ممکن است باعث توقف فعاليت هاي بيمار شود.

باز آموزي بايد با کاري شروع شود که شخص قادر به انجام آن باشد- حتي اگر بتواند بخش کوچکي از آن را انجام دهد.

. يک کار کوتاه و ساده انتخاب کنيد يا يک بخش از کار طولاني تري که به مراحل مختلف تقسيم شود.

مثلاً: « شام پختن» يک کار معمولي است که از مراحل و کارهاي کوچک مختلفي تشکيل شده است. با يک عمل ساده براي باز آموزي شروع کنيد. مثلاً در پروسه شام پختن با پختن برنج آغاز کنيد. وقتيکه شخص توانست يکي از مراحل را با موفقيت انجام دهد، مرحله ديگر را اضافه کنيد تا همه مراحل انجام شود.

اگر بيمار مراحل يا ترتيب آنها را فراموش کرد، مرحله به مرحله روي کاغذ يا در يک جدول برايش بنويسيد. مراحل کار بايد ساده و کوتاه باشد. براي مثال:

1- پيدا کردن قابلمه براي پختن برنج.

2- پر کردن قابلمه با آب.

3- شستن برنج.

4- ريختن دو پيمانه برنج در قابلمه.

5- ريختن اب به ميزان مناسب در قابلمه.

تقسيم کردن کارهاي بزرگ تر به مراحل سبک تر و تمرين دادن آنها به اسان تر شدن کارها کمک ميکند.

مطالب پیشنهادی:  تفاوت سرگیجه حقیقی و سرگیجه کاذب؟

ترکيب وظايف واحد به يک روند معمولي

ممکن است بيمار در انجام مراحل ساده کار به تنهايي موفق باشد، اما در ترکيب اين مراحل با هم و هماهنگي آن به يک کار بزرگ دچار مشکل شود. براي مثال: بيمار ممکن است پختن برنج ساده را به آساني انجام دهد، اما قادر به پختن بقيه غذاهاي برنجي نباشد. يا مثلاً ممکن است دستور پخت را بلد باشد اما زمان آماده شدن آن را تشخيص ندهد طوري که نتواند غذا را در موقع مناسب ان آماده کند.

ترکيب مراحل واحد به يک روند روزانه نيازمند يک توانايي سطح بالا و توانايي در برنامه ريزي و هماهنگ کردن و به ياد آوردن همه مراحل است که اين روند را مي سازند همچنين شخص بايد قادر به ارزيابي باشد که اين کار را درست انجام داده و يا نياز به بهبود دارد. فعاليت هاي خانه داري براي کساني که اسيب مغزي ديده اند فرصت خوبي است که مهارت هاي مربوط به کارهاي روزانه را دوباره ياد بگيرند.

-راهکارهايي که به شخص کمک ميکنند تا کارهاي معمولي را دوباره ياد بگيرد.

. شخص همراه بايد بيمار آسيب ديده را تشويق کند تا آن طوري که براي کارهاي تک مرحله اي تلاش کرده بتواند مراحل را کنار هم چيده و يک روند معمولي را به وجود آورد.

. بايد به بيمار کمک کرد تا يک چک ليست از وظايفي که بايد انجام دهد تهيه کند. اين وظايف ميتوانند بعد از انجام شدن علامت گذاري شوند. (اگر بيمار حافظه بسيار ضعيفي داشته باشد، شخص بايد به او ياد آور شود که کارهاي انجام شده را تيک زده و به مرحله بعدي رود).

در زير نمونه اي از فهرست براي کارهاي روزانه آورده شده است:

1- شستشوي لباس

2- آويزان کردن لباس براي خشک کردن

3- تميز کردن زمين

4- پختن ناهار

شايد لازم باشد شخص ليست را جايي بگذارد که پيدا کردن ان برايش راحت باشد. اين ليست ممکن است در جيب نگهداري شود. يا ممکن است در جايي نصب شود مثل روي ديوار اتافق خواب. همچنين نوشتن فعاليت ها بر روي تقويم هم ميتواند مفيد باشد يا روزهايي که قرار است کاري انجام شود، علامت گذاري شود.

مطالب پیشنهادی:  روانپزشک یا متخصص مغز و اعصاب!

براي مثال:

دوشنبه: شستشوي لباس

10 صبح شستشوي لباس

11 صبح آويزان کردن لباس

5 عصر تا کردن لباس

سه شنبه: خريداري مواد غذايي

10 صبح ترک خانه و رفتن به خريد

12 ظهر برگشت به خانه و گذاشتن غذا در کمد و يخچال

 خانه داري امن

خيلي از کارهاي خانه داري اگر درست انجام نشود ميتواند خطرناک باشد. چنانچه در بخش 12-3 بحث شد «بخش تبديل خانه به يک مکان امن» بيماري که کار را به شيوه خطرناک انجام ميدهد ممکن است به خودش يا ديگر اعضا خانواده آسيب برساند .

راهنمايي هاي زير ميتواند امنيت کارهاي خانه داري را افزايش دهد:

. اگر شخص تعادلش را به سختي حفظ کرده و يا از واکر استفاده ميکند. همه قاليچه هاي کوچک را که ميتواند به پايش گير کند و باعث بر هم زدن تعادلش شود، از سر راه وي برداريد.

. اگر بيمار تعادلش را به سختي حفظ ميکند، بايد کارهايش را در وضعيت نشسته انجام دهد. چيزهايي که نياز دارد بايد در دسترس باشد. مثلا: در حالت نشسته غذا را آماده کرده يا لباس ها را تا کند.

. شخصي که ضعيف است و به سادگي خسته ميشود بايد در طول مدت کار زماني را استراحت کند. ممکن است حتي او براي کامل کردن يک کار نياز به زمان چند روزه داشته باشد.

بيمار براي انجام دادن وظايف خانه نبايد تا زماني که اطمينان حاصل شود که کار را به سلامت انجام ميدهد، تنها بماند. در زير راهنمايي وجود دارد که اشخاص کمک کننده دريابند که بيمار براي انجام دادن کارها به تنهايي به اندازه کافي سالم و بي خطر ميباشد يا خير.

. ميتواند تعادلش را حفظ کند

. قادر است کارش را خودش شروع کند

. ميتواند به کاري که انجام ميدهد توجه کافي داشته باشد

. ميتواند مراحل کار را به ياد آورد يا قادر است از دستور العمل نوشته شده پيروي کند.

. ايا وقتي به مشکل بر مي خورد ميتواند تصميم بگيرد که چکار کند.

. توانايي پيروي از قوانيني که امنيت برايش به همراه داشته باشد را دارد.

. ميداند که کارش کي تمام شده

. ميتواند تشخيص دهد که کار درست انجام شده يا غلط

 

 

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید