پارالیزآژیتان ( بیماری پارکینسون )

پارالیز آژیتان بیماری شایعی است که نخستین بار در سال ۱۸۱۷ توسط جیمزپارکینسون نامگذاری و توصیف شد. گزارش دقیق او، این بیماری را چنین تعریف می کند:

حرکات لرزشی غیرارادی درحال عدم فعالیت وحتی وقتی که عضوگرفتار به جائی تکیه داده شود، همراه با کاهش قدرت عضلانی، تمایل به خم کردن تنه به طرف جلو و تبدیل حالت راه رفتن به دویدن، بدون اختلال در حواس و قوای هوشی.

علل بروز بیماری پارکینسون

این بیماری به طور تیپیک اختلال دوران میانسالی و سالمندی بوده و پیشرفت بسیار تدریجی و سیر طولانی دارد. اگرچه این بیماری به صورت فامیلیال نیز دیده شده است (انسپدانس موارد فامیلیال حدود ۱ تا ۲ درصد تخمین زده می شود ) ولی اغلب به صورت اسپورادیک بروز می کند.

با وجود این، به خوبی مشخص گردیده است که در سالهای پس از جنگ جهانی اول، به دنبال اپیدمی انسفالیت فون اکونومو “Von Economo” سندرمی در سراسر جهان شیوع یافت که از نظر بالینی قابل افتراق از پارالیز آژیتان نبود. در این موارد معمولا اصطلاح پارکینسونیسم پس از آنسفالیت “postencephalitic Parkinsonism”  به کار می رود و لفظ بیماری پارکینسون ” parkinson’s disease”  برای فلج آژیتان واقعی با علت نامشخص نگاه داشته می شود.

آسیب شناسی بیماری پارکینسون

هنوز نمی توان گفت که تغییرات باتولوژیک در پارالیز آژیتان کاملا درک شده است. شایع ترین یافته های پاتولوژیک عبارتند از :

  • تجمع سلول های عصبی حاوی ملانین درساقه مغز (سایستانتیاتیگرا، لوکوس سوئرولوس) همراه با درجات متغیری از تخریب سلول های عصبی و گلیوزواکنشی در این نواحی (بخصوص در سایستانتیاتیگرا ) به همراه انکلوزیون های ائوزینوفیلیک مشخص ( اجسام لوی- lewy bodies ) درون سیتوپلاسم، تغییرات مشابهی در هسته قاعده ای meynert  دیده می شود. ضایعات همین هسته های پیگمانته ولی بدون وجود اجسام لوی، از یافته های پاتولوژیک مشخص کننده در پارکینسونیسم پس از آنسفالیت، دژنرسانس استریاتونیگرال و سندرم شای دراگر می باشد.

بیماری سلسله اعصاب

مطالعات بیوشیمیائی، کاهشی را در مقدار دوپامین موجود در هسته دم دار و پوتامن نشان می دهند و این حاکی از آن است که بیماری پارکینسون را می توان به عنوان یک بیماری سلسله اعصاب در نظرگرفت که به طور عمده سیستم دوپامینرژیک نیگرو استریاتال را گرفتار می سازد.

مطالب پیشنهادی:  آیا بیماری پارکینسون درمان قطعی دارد؟

جنبه های بالینی بیماری پارکینسون :

بیماری پارکینسون در شکل کامل خود با هیچ بیماری دیگری اشتباه نمی شود.

  • وضعیت خمیده
  • خشکی وکندی حرکات
  • ثابت بودن حالت چهره
  • ترمورریتمیک اندام ها

که هنگام فعالیت یا استراحت کامل از بین می رود، برای هر پزشکی آشنا است. اگرچه بیماری در مراحل پیشرفته به شکل متقارن درمی آید ولی شروع آن به طور تیپیک غیر متقارن بوده و مثلا یا ترمور خفیفی در انگشتان یک دست یا یک پا شروع می شود.

ویژگی بیماری پارکینسون

هیپوکینزی کم و بیش کلی و خشکی عضلانی نیز از خصوصیات تیپیک بیماری هستند به طوری که حتی اگر ترمور هم وجود نداشته باشد، بیماری ممکن است به شکل یک قیافه بی حرکت ونگاه خیره ، صدای یکنواخت، کاهش کلی در تمام فعالیت های حرکتی و نیز عدم حرکات خودبه خودی برای انطباق وضعیت بروز کند.

اگرچه فروکش کردن موقتی علائم تحت تأثیر هیجانات شدید نمی تواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند ولی حقیقت آن است که شدت نشانه ها به صورت قابل ملاحظه ای تحت تأثیر حالت های روحی بیمار قرار می گیرد.

اختلال روحی و روانی بیماری پارکینسون

اضطراب ، تنش های روانی و غمگینی باعث شدت بیماری و آرامش روحی سبب تخفیف علائم می شود. علیرغم ماهیت پیش رونده بیماری، درمان های طبی در اکثر بیماران نتایج خوبی دارد و بیماران مبتلا به پارکینسون می توانند سالها زندگی مؤثر و خوبی داشته باشند.

اگرچه تنزل قوای عقلانی از ویژگی های مراحل اولیه بیماری پارکینسون نیست ولی دمانس به عنوان یکی از خصوصیات مراحل پیشرفته بیماری روز به روز بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. دمانس حدود یک سوم بیماران را گرفتار می کند. شروع دمانس به طور تیپیک بی سروصدا بوده و ممکن است در ابتدا به صورت عدم وقوف به زمان و مکان در شبها بروزکند. درموارد پیشرفته، بیمار ممکن است دچار توهمات بینایی و شنوایی آشکاری گردد که درمان با لوودوپانیز اغلب در پیدایش آنها نقش دارد.

مطالب پیشنهادی:  کاربرد پونکسیون کمری (LP)

درمان پارکینسون

اگرچه هیچ درمانی برای متوقف کردن یا بازگرداندن دژنرسانس نورونی، که احتمالا عامل بیماری پارکینسون است، وجود ندارد ولی امروزه روش هایی دردست است که در بسیاری از بیماران سبب بهبود قابل ملاحظه علائم می گردد.

یکی از بخش های مهم هربرنامه درمانی عبارت از :‌

  • حفظ سلامت کلی فرد و عملکرد عصبی عضلانی او به کمک برنامه های تنظیم شده ( ورزش ، فعالیت و استراحت ) است. فیزیوتراپی توسط افراد مجرب می تواند در رسیدن به این اهداف کمک بسیاری بکند.
  • به علاوه بیمار، علیرغم ابتلای به بیماری به منظور توانایی برخورد با استرس ناشی از آن، درک ماهیت آن و ادامه زندگی با امید و دلگرمی نیازمند حمایت روحی زیادی است به همراه این اقدامات حمایتگرانه کلی که در بسیاری از بیماری های مزمن دیگر نیز قابل اجرا می باشد.
  • بیماران مبتلا به پارکینسون نیازمند یک برنامه درمانی دقیق به منظور مقابله با اختلال فیزیوپاتولوژیک ایجاد کننده ناتوانی آنها، می باشند.

درمان دارویی پارکینسون

اگرچه درمان مدرن بیماری پارکینسون بسیار موفق تر از روش های گذشته ( از جمله جراحی استرئوتاکتیک ) می باشد ولی هنوز مسائل زیادی وجود دارد. عمده ترین مسئله این است که هیچ یک از این روش های درمانی بر روی روند خود بیماری (دژنرسانس نورونی) تأثیری ندارند و بالاخره زمانی فرا می رسد که دیگر استفاده از داروها کمکی نمی کند.

پاسخ به درمان :

اگر بیمار به درمان خوب پاسخ دهد باید دوز دارو را به حداقل مقداری که علایم را در حد مطلوب کنترل می نماید، کاهش داد. اما اگر پاسخ به درمان مناسب نباشد باید دوز دارو را تا زمان کنترل علایم افزایش داد. هنگام کم کردن دوز دارو کندی حرکات بیمار تشدید می شوند و وقتی دوز دارو افزایش می یابد، عوارض دارو مانند دیس کینزی یا برش دست و پا و توهم و برادی کینزی قبلی پیدا می شوند. زیرا دیس کینزی با دوز بالای دارو در لب و صورت مریض شکل بدی ایجاد خواهند کرد.

مطالب پیشنهادی:  علائم شایع در حملات پانیک

 

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید